مراقب

 

بالاخره یک ترم سخت و طاقت فرسا هم گذشت و در آستانه ورود به ترم 6 قرار گرفتیم. مثل برق و باد همه چیز در حال عبوره! الان دیگه خیلی هامون بیش تر از نیمچه مهندس شدیم ولی حیف که...

نمی خوام روی اتفاقاتی که در جریان امتحانات پایان ترم رخ داد خیلی مانور بدم و موشکافی کنم چرا که دلیلی بر این کار نمیبینم. طبیعتا خیلی ها از اونچه که رخ داده ناراحت هستند. حالا هر کسی به نوعی!یکی ناراحته که چرا تقلب شده، یکی حرص اینو رو می خوره که چرا نتونسته تقلب کنه و یکی ...! یکی از روی حسادت صداش در میاد، یکی از خودخواهی و خیلی ها هم مثل شما واقعا فکر قبح و زشتی اعمالی هستند که متاسفانه زیاد باهاش مواجه میشیم!

کاری به این بحث بدیهی و واضح هم ندارم که این کار تضییع و پایمال کردن مستقیم حق یه مشت آدم دیگه است و یه روزی که خیلی نزدیکه باید تو روی هم وایسیم و در محضر عادل ترین قاضی جواب پس بدیم!

حرفم هم ربطی زیادی به اتفاقاتی که در جریان امتحان جرم،سیالات 2، انتخاب واحدها و ... می افته نداره! با اینجور موارد از این به بعد خیلی بیش تر دست و پنجه نرم می کنیم!

من میخوام بگم واقعا چی میشه که ما ها دست به چنین کارهایی می زنیم؟

انسان موجود کاملا مختاری است. من و شما حتی انقدر اختیار داریم که به وسیله ملاک ها و عقایدمون حتی سرپرست و ناظر فعالیت هامون رو انتخاب کنیم!

انتخاب سرپرست و ناظر، اولین قدم برای گام برداشتم در مسیری است که مورد دلخواهمون خواهد بود!

اصلا به نظر من مهم ترین فرق آدم ها هم تو همینه!یکی مردم جامعه رو ناظر اعمالش می دونه و با این کارش اونا رو سرپرست و ولی خودش قرار میده، یکی دوستاش، یکی پدر و مادرش و...

بحث اینجاست که من و شما باید سرپرست واقعی زندگی مون رو انتخاب کنیم و همیشه و همه جا اون رو به عنوان ناظر واقعی در نظر داشته باشیم و فقط گوش به فرمان اون باشیم!

وای بر حالمون اگر چنین نکنیم...

سر امتحان مدام این آیات شریفه از کلام الله مجید تو ذهنم تداعی می شد:

"  مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا و ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانو یعلمون * ان الله یعلم ما یدعون من دونه من شى ء و هو العزیزالحکیم * و تلک الامثل نضربها للناس و ما یعقلها الا العالمون"

"مثل کسانى که به جاى خدا اولیایى دیگر اتخاذ مى کنندمثل عنکبوت است و خانه ساختنش و به درستى سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است اگربدانند خدا مى داند که به جاى او چه چیزها مى خوانند و او عزیز و حکیم است این مثلها را براى همه مردم مى زنیم اما در آنهاتعقل نمى کنند مگر دانایان"

 

وای خدایا! ما داریم به کجا می ریم؟ یعنی هممون شدیم عنکبوت صفتانی که...

همون کسایی که همیشه با تمسخر و نیشخند راجع بهشون حرف می زنمیم و انقدر از خودمون دورشون می بینیم که ...

"و یحسبون انهم مهتدون!" این هم حکایت ماست!

تو رو خدا شما هم مثل خیلی ها نگید که این آیات ربطی به ما ندارند.ما ها که مسلمانیم و شیعه!

با این حرف،بحث روشنگری و معین بودن کلام الله مجید در همه اعصار  نقض میشه! جای جای این قرآن داره با من و تو حرف می زنه نه آدم های قرن اول هجری!

حرف چندش آور عزیزانی که لقلقه زبونشون اینه که "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو!" رو هم فراموش کنید که وقتی همه این کار رو می کنند چرا ما نکنیم!

عزیزانی که این مدلی فکر می کنند مقتخر به دریافت لقب "کوفیان قرن 21 امی" هستند!

 به هر حال ما ها امتحان شدیم! نه از سوی استاد درسمون! از سوی کس دیگری. امتحان وعده تخلف ناپذیر خدای ارحم الراحمینه.

"احسب الناس ان یترکواان یقولوا آمنا بالله و هم لا یفتنون"

امیرالمومنین(ع) به یکی از اصحابشون در رابطه با این آیه شریفه اینطور میگن:"هیچ مى دانى فتنه چیست ؟

عرضه داشت: فدایت شوم منظور فتنه در دین است ،فرمود: آن چنان آزمایش مى شوند، که طلا مى شود، و آنچنان خالص مى گردند که طلا مىگردد."

در تفسر المیزان مرحوم علامه(ره) اومده که :

"هنگامی که این آیه نازل شد، رسول خدا (صلى الله الیه و آله و سلم) برخاست و وضوى شادابىگرفت، و به نماز ایستاد و نمازى نیکو به جاى آورد، آنگاه از خداى تعالى درخواست کرد که عذابى از بالاى سر، و یا از زیر پا نفرستد، و مسلمانان را فرقه فرقه نکند،و آنان را به جان هم نیندازد.

در این هنگام جبرئیل نازل شد، خبر استجابت دعاى آن حضرت را نسبت به دو درخواست اولشآورد، و گفت اما دو درخواست اخیرت مستجاب نیست ، پسرسول خدا (ص) گفت : اىجبرئیل اگر بنا شود خداوند امت مرا به جان یکدیگر بیندازد، دیگر از من امتى باقى نمىماند پس برخاست و دوباره دعا را از سرگرفت، در استجابتش آیه(الم . احسب الناسان یترکوا)و آیه بعدى اش نازل شد، و گفت : هیچ چاره اى از فتنه نیست ، چون امت بعداز پیغمبرش باید آزمایش شود، تا راستگو از دروغگو جدا گردد، براى اینکه دیگر وحیىنیست، تا با آن مشخص شوند، ناگزیر شمشیر مى ماند، و اختلاف کلمه تا روز قیامت.

حدیث و آیه خیلی زیاده ولی به نقل همین حدیث گرانبها از امام جعفر صادق(ع)  اکتفا می کنم که:

 "به خدا قسم که مثل شیشه نمی‌شکنید، زیرا شیشهبرگردانده شده و به حالت قبل در می‌آید، به خدا که مانند کوزه می‌شکنید؛کوزه مثل قبلش نمی‌شود، به خدا که دگرگون می‌شوید و مثل غربال‌شدن کاه ازگندم، الک می‌شوید".

 

واقعا ما ها داریم به کجا میریم؟ این همون چیزی است که از چند سال پیش انتظارش رو داشتیم و براش تلاش می کردیم؟ اینکه امروز به جایی رسیدیم که حتی از این امتحان های ساده هم سرکشته بیرون بیایم؟ متاسفانه نسلی که بهش نسل مدرن و متفکر لقب دادند خیلی ظاهر بین و سطحی نگر شده!خیلی!

وقتش نرسیده که یکم به خودمون بیایم؟

هنوز چهره های مشعوف خیلی ها تو اون لحظات جلوی چشممه...

حتی سر امتحان آخر که ملت فکر کردن هر کی هر جا بخواد می تونه بشینه...

یعنی ما ها از اون بودایی که موقع گناه کردن روی مجسمه ای می پرستیدش پارچه انداخت هم کمتریم؟

ای وای!

ندای خدا رو می شنوی؟ با من و توست!

"فاین تذهبون"

 

امتحانات بزرگ تری در راه اند...

خدا به هممون رحم کنه!

/ 3 نظر / 9 بازدید

سلام خیلی تحلیل خوب و قابل قبولی بود خیلی بده.ماها نمیفهمیم چی کار می کنیم واقعا خدا به هممون رح م کنه

ندای خدا رو می شنوی؟ با من و توست! "فاین تذهبون" تکه آخری نوشتتون عالی بود خخیلی قشنگ تیر خلاص رو شلیک میکرد.

علی

حق باتو من که نمیدونم چه اتفاقایی افتاده ولی خب وضع کلی زندگی مون جوریه که معلومه که ههمون از یاد خدا غافلیم فکر کنم بخاطر همینم باشه که انقدر نااروممیم و ارامش نداریم