باران عشق

این چه حزنى است نهفته در نام تو که بى اختیار، دلها را مى شکند و اشک را در پشت پلکها بى قرار مى کند؟این چه غم شگرفى است که تداعى خاطره مقدس تو بر قلبها مى نشاند و جگرها را خواه یا ناخواه به آتش مى کشاند؟

آدم (ع) که براى پذیرش توبه خویش خدا را به اسماء حسناى او سوگند مى داد آن دم که به نام تو رسید - یا قدیم الاحسان بحق الحسین - بى اختیار دلش شکست و براى اول بار حضور اشک را در چشمانش را تجربه کرد. اولین قطرات عاشقی!

از جبرئیل پرسید ،چه سرّى است در این نام؟نامی که فرق دل را مى شکافد و آسمان دل را بارانى مى کند؟

و جبرئیل (ع) اولین ذاکر مصیبتت بود! مصیبت عاشورای تو  را برای آدم بیان کرد،آدم که اولین گریه کننده بر تو شد سیر گریست و تازه پى به راز «انى اعلم ما لا تعلمون» خداوند متعال برد.

بارى این گریه دست ما نیست. اختیار اشک در این غم با ما نیست. گریه کردن بال بسته مى خواهد، گریه کردن دل شکسته مى طلبد، دل از سنگ هم که باشد در مصیبت تو، نمى شکند که خون مى شود، کدام سنگ را روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند؟ براستی تا از غربت شقایقها صدای عطش می آید پلکهابرای همیشه خیس خواهد ماند باخنجره خشک عاشورا!

 

چگونه مى شود که تو بر فراز قله حقیقت بایستى و فریاد بزنى: «هل من ناصر ینصرنى» و نباشد کسی که یاورت باشد در آن کارزار و ما...

تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات وداع عرضه داشت: «اعزمت للموت» گفتی: «چگونه عزم مرگ نکند آن کس که میان خیل کفار بى یاور و معین مانده است؟» چه آتش جانسوزی است این کلام! آتشی که تنها سیل اشک است که می تواند نجات بخش از زبانه هایش باشد!

 

و تو در غم قمر بنى هاشم گفته باشى: «الان انکسر ظهرى و قلت حیلتى» و پشت آسمان نشکند و قلب اضطرار از هم ندرد؟ چگونه ممکن است تو به سکینه گفته باشى: «لا تحرقى قلبى» و قلب آسمانیان و زمینیان از آتش نهفته در تک تک حروف این کلام خاکستر نشود؟ سجاد تو، این معناى آیه فاستقم، این آمیزه جهانسوز زنجیر و استخوان و صبر، بر در دروازه شام گفته باشد: «یا لیت امى لم تلدنى» و انسان از شرم زنده بودن خویش نمیرد؟ زینب تو، این آبروى صبر، دستهاى استیصال بر سر نهاده باشد و در بلنداى اضطرار ضجه زده باشد که «اما فیکم مسلم»، و ما بعد از این سؤال جگر سوز زیستن را بتوان؟ تو پاره جگر خویش را بر دست گرفته باشى و خون آن عزیز خداوند را به آسمان پاشیده باشى و گفته باشى: «آنچه این مصیبت را بر من آسان مى کند در نظر معشوق بودن آن است» و تحمل این مصیبت که بالهاى ملائک را از اشکهایشان تر کرد چگونه می توان کرد؟ مصیبتی که شیرازه ی جهان را از هم می گسلد و ستونهای آسمان فرو میریزاند.

 

تردید نیست که خدا نه تنها به تماشاى عاشقانه عاشورا ایستاده بود که ملائک و آفرینش را براى نگرش این شکوه بسیج کرده بود. عاشورا روز فخر خداوند است! آسمانیان و زمینیانبه نظاره نشستند که حسین چگونه خود را به معشوقش می رساند! تو به همگان آموختی راه عشقبازی را! حسین جان براستی تو و فقط تویی که می داند و می فهمد عشق چیست و کجاست.عاشورایت کمال مطلق است و به حق «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله» !!

 صد هزاران آفرین بر او که توانایی آفرینش چون تو را دارد و براستی که "تبارک الله احسن الخالقین"

 

ما... و ما... دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان همواره بى قرارى مى کند. و تنها تویی که لیاقت این بزرگ ترین و مقدس ترین موهبت به ما کوچکترین ها را ، داری !اشک تنها تو را میطلبد! همواره به انتظار نشسته تا نامت آید و سیل روانش را پیش گیرد! لیکن این سیل،سیل غم نیست ، که باران عشق است...باران عشق...

 

 

/ 6 نظر / 5 بازدید

سلام خيلی حرف دارم برای زدن هم راجع به نوشتت هم راجع به خود حرفات ولی يه چيزی هس که اگه نگم دق می کنم.تا حالا مثله نوشتتو خونده بودم ولی يه جورايی حرفات به دلم میشينه.و اين خيلی حرفه.

حمیدم

من تا حالا فکر می کردم انسانها پس مرگ با دنیای روح و فرشتگان درآمیخته می شوند و از انجا که جبرئیل امین را در سوره قدر روح نامیدند پس یقین می دانستم که روح انسانها با توجه به منزلت آن می تواند با ملائک و روح قرابت داشته باشد اما شما در این نوشته اتان می فرمایید حسین که برای زنده ماندن دین خدا به مقام شهادت نایل می شود و شهید هم زنده هست و مطمئنا با توجه به منزلت اهل بیت و خود سیدالشهدا چطور جبرئیل در رثای حسین نالان می شود!!!

نسترن

عشق يعني آتش افروخته عشق يعني خيمه هاي سوخته عشق يعني حاجي بيت الحرام دل بريدن ها وحج ناتمام عشق يعني غربت نور دوعين عشق يعني گريه بر قبر حسين عشق را گويم فقط در يك كلام يا ابوالفضل وحسين و و السلام[گل] سلام/ وب زیبایی دارید و مطالب جالب و مفید امیدوارم همیشه اینقدر موفق باشید ایام عزاداری سید و سالار شهیدان رو هم بهتون تسلیت عرض می کنم التماس دعا یاحق[گل]

لاهوتیان

سلام .... لینکتون کردیم ... ضمنا از یکی از شعر های توی وبلاگتون استفاده کردیم البته با ذکر نام منبع ... یا علی

خیلی قشنگ بود آفرین