نوشته های دلتنگی

سیاه مشق های یک سروش

شیعتی
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی

شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید.


اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی

و یا هنگامی که از غریبی یا شهیدی خبری شنیدید، بر من ندبه کنید.

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتِلُونی

من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند.


وَ بِجَرد الخَیْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی

و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند.

لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاَ تَنْظُرونی

ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید.

 

کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی

که چگونه برای کودک خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نکردند


 
 
 



پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک