نوشته های دلتنگی

سیاه مشق های یک سروش

سالگرد ارتحال
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۸
 

آمده ایم تا با زندگی کردن قیمتی شویم نه آنکه به هر قیمتی زندگی کنیم

Image

 

از خدا تا به خدا  راه به جز تقوا نیست

هر که این راه رود بهجت دردانه شود

 


 
 
راستی! فاطمیه نزدیک است..
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٩
 

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید، حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت: آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

*

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه ای مشکی است

*

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ی ما چقدر تاریک است

گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

 

 

حمیدرضا برقعی

 


 
 
باز شدن درهای بهشت!
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٥
 

8 اسفند ١٣٨۵

.

.

.

8 اردیبهشت ١٣٨۶

.

.

.

و سرانجام...

 

31 فروردین 1389

مصادف با 5 جمادی الاولی 1431 هجری قمری، روز میلاد مبارک حضرت صدیقه صغری زینب کبری(س)

 

 

آیا درهای بهشت باز می شوند...؟

 

لبیک اللهم لبیک...

 

کیست که باور کند؟!

 

خدایا صدهزار مرتبه شکرت!


 
 
 



پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک