نوشته های دلتنگی

سیاه مشق های یک سروش

88
نویسنده : سروش برادران - ساعت ٤:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳
 

88

 

داشتم کتاب ها و سایر خرت و پرت هایم رو مرتب می کردم به دفترهای نوشته های روزانه ام برخوردم. شروع کردم ورق زدن روزهای عمرم. تلخی و شیرینی های 88! سعی می کنم خیلی خلاصه به مهم ترین هایش اشاره کنم.البته آن هایی که چندان جنبه خصوصی نداشته باشد!

 

1- اهواز

مثل همیشه و برخلاف نوروز 85 و نوروز امسال کهبه ترتیب بخاطر کنکور خودم و داداداشم اهواز نرفتیم سال 88 در اهواز و در جوار مادر بزرگ بسیار بسیار عزیزم کلید خورد. علی ابن مهزیار (ع) را خیلی دوست دارم.یکی از مزایای عید اهواز بودن آغاز سال در جوار اوست.

اولین نوشته ام در آن روزها مربوط است به سال عجیب 87! سالی که تا میاه راه با اتفاقات عجیبی همراه بود که شکر خدا همگی ختم بخیر شدند هر چند که بهای سنگینی برای بعضی از آن ها پرداخت کردم.

 

2-ایران -عربستان

 8 فروردین و در روز تولد برادر عزیزم علی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران و در مقابل دیدگان 100 هزار ایرانی و نیز در حضور مبارک آقای رئیس جمهور برای اولین بار در تهران به عربستان باخت! خیلی تلخ بود نه به خاطر جام جهانی!به خاطر عربستان بودن رقیب!

هیچ وقت یادم نمی رود اول مسابقه تلویزیون یک پارچه بزرگ را نشان داد که دست تماشاگران بود و روی آن نوشته شده بود:

" اشهد ان علی ولی الله"

و در پایان وقتی تلویزیون صحنه های حرکات موزون یک مشت وهابی را در مقابل دیدگان اشک بار حاضران به تصویر کشید جگرم آتش گرفت. خدا ان شاءالله شرشان را از سر شیعیان و جهان اسلام کم کند!

اللهم العن جمیع اعداء امیرالمومنین(ع)!

 

3- نشریه و جشن سالیانه دانشکده مهندسی شیمی

برای من که هم به نام "نشریه" و هم به "جشن سالیانه" آلرژی شدید دارم تحمل هر دو این ها غیر ممکن بود. به این ها مصیبت عظمی کارکردن با خانم های علاقه مند به نشریه و امور ادبی و... را اضافه کنید! اما با اصرار چند تا از بچه ها و اینکه فکر کردم شاید بتوانم حرکت مثبتی انجام دهم به منظور اصلاح امور(!) وارد صحنه شدم. اولین جلسه ی کمیته خیلی خنده دار بود. از آن جایی که مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد با گارد ویژه و توپ پر رفتیم تا گربه را دم هجله بکشیم غافل از اینکه اصلا گربه ای در کار نبود. جالب اینکه در برابر شرط اختیار تام سرپرست هم احدی چیزی نگفت و تا آخرش هم کسی جرات نکرد به ما بگوید بالای چشمت ابرو هست یا نه؟!

قضاوت راجع به خروجی کار و اثراتش با خود صاحب اثر است امیدوارم او خشنود شده باشد!

 

4- رحلت فقیه صمدانی، عالم ربانی، عارف کامل، انسان وارسته حضرت آیت الله العظمی بهجت(اعلی الله مقامه)

یکشنبه- 27اردیبهشت88-22جمادی الاول1430- ایام فاطمیه

Image

 با یکی از بچه ها در مسیر خانه بودم که تلفنم زنگ خورد. یکی از دوستان نزدیکم بود:

"سروش یک خبر خیلی بد دارم."

قلبم ریخت همه چیز از ذهنم گذشت ...

"آقای بهجت رحمت خدا رفتند!"

خیلی تلخ بود. یادم می آید گوشه خیابان همانجا نشستم و زار زار گریه کردم. خیلی سخت بود. باور قلبی ام این بود که امکان ندارد ایشان قبل از ظهور حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) رحمت خدا بروند. یکی از بزرگترین آرزوهای زندگی ام یعنی نماز خواندن به اقامه آیت الله بهجت(ره)در همان  خیابان دفن شد. لیاقت میخواست که من نداشتم!

تا چند روز واقعا حال عادی نداشتم. روز تشییع پیکرشان هیچ وقت یادم نمی رود...یقینا صاحب عزا خود حضرت صاحب الامر(عج) بودند...روضه عمه شان،عقیله بنی هاشم حضرت زینب کبری(س)...

اردیبهشت که ماه تولد خودم و مادر بزرگ عزیزم هم هست تا حالا دو عزیز را از من گزفته. اولی پدر بزرگم و دیگری آیت الله بهجت(ره) را.

خداوند مقامات عالیه علمای شیعه را متعالی و روح همه شیعیان اسیرخاک را غریق رحمت خاصه خویش بفرماید.

 

 

5-انتخابات

از عجیب ترین روزهای تاریخ معاصر ایام انتخابات بود. فضای بیش از حد باز قبل از انتخابات و فراموش شدن برخی از اصول واجب الاطاعه جمهموری اسلامی باعث پیش آمد خیلی اتفاقات شد.  بزن و برقص های خیابانی بعضی ها هم نکته جالب توجهی بود که خیلی عادی جلوه داده شد. اما از همه جالب تر مناظره ها یا همان مجادله ها بود. آتش بازی از همان شب شروع شد.شب رحلت حضرت امام(ره) رسما تاریخ 30 ساله و درخشان انقلاب را زیر سوال بردند و خیلی ها را با این پرسش روبه رو کردند که راستی اگر اینجوری است چرا انقلاب کرده ایم؟

ماجراهای بعد از انتخابات هم که جای خود...

تلخ ترین این ها هم حمله به کوی دانشگاه و خوابگاه دوستان ما بود. خیلی وحشتناک بود... پرونده ای که علیرغم تاکیدهای فراوان رهبر معظم انقلاب هنوز هم به جایی نرسیده است...

فضای پس از انتخابات دقیقا عکس پیش از آن شد. بیش از همه هم به پیامک اجحاف شد که مدت مدیدی قطع بود!

برای من که به هیچکدام از دو رییس جمهور قبلی+رییس جمهور فعلی اعتقاد نداشته و ندارم رای دادن کار سختی بود اما یکی را بر دیگران اصلح دانستم. ولی الان اگر به عقب برگردم احتمالا رای سفید می اندازم. آن هم فقط به منظور تایید نظام جمهوری اسلامی.

 

6- مشهد

 

تیرماه مصادف با ماه رجب بود که قسمت شد با خانواده به پابوس حضرت سلطان اباالحسن علی ابن موسی الرضا(ع) برویم. امام رئوفی که هیچ کس را از درگاهش دست خالی رد نمی کند. به شخصه خیلی زیاد نمگ گیر و مدیون ایشان هستم. مثل همیشه خیلی خیلی خیلی خوش گذشت. افسوس که همیشه عمر سفر کوتاه است...

 

7-اعتکاف رجبیه

15،14،13، رجب- هنوز از مشهد نرسیده در مسجد دانشگاه تهران معتکف شدم. سه روز استثنایی و فوق العاده! مثل سال گذشته خیلی چسبید. یادش بخیر!

 

8- اسباب کشی

28 جمادی الثانی 1430 روز میلاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) بود که پدر منزل جدید را قولنامه کرد و روز نیمه شعبان خانه جدید را تحویل گرفتیم.

الحق که بعد از کار در معدن سخت ترین کار اسباب کشی است! آن هم در آستانه ماه مبارک رمضان... فی الجمله نماند از حمالی، بنایی، لوله کشی، برق کاری و ... که نکردم. خیلی سختی کشیدیم. مخصوصا پدر و مادر عزیزم ولی خوب به هر حال شیرینی حضور منزل جدیدی که یقینا عنایت و هدیه ویژه خود بی بی فاطمه زهرا(س) بود همه خستگی ها را قابل تحمل می کرد.

آن روزها میهمان خانه پدربزرگ مادری ام بودیم. آن ها طبقه دوم یودند و خانه قبلی مان در همان مجتمع طبقه چهارم.

آخری سری اسباب ها که بردیم خوب یادم هست... غروب روز اول ماه مبارک بود... دیگر توانی برایمان یاقی نمانده بود.با دو کامیون بزرگ کارمان راه نیافتاده بود و مجبور شده بودیم یک وانت برای باقی مانده خرت و پرت ها بگیریم...

در پایان پشت همان وانت سوار شدم تا به منزل پدربزرگم برسم. حس فوق العاده ای بود. مثل یک پیروزی بزرگ. آفتاب در حال غروب کردن بود و افطار نزدیک... آن شب از شدت تشنگی هیچ چیز جز مایعات و مقدار ریادی هندوانه،میوه سنتی خاندان برادران، نخوردم...

 

9- امتحانات پایان ترم6

به خاطر انتخابات امتحانات افتاد دو هفته پایانی شهریور و ماه مبارک! همین بس که شب شروع امتحانات تازه اتاقم مرتب شد و این قابلیت را پیدا کرد تا در آن درس بخوانم. اعمال زیاد ماه مبارک، اوضاع خانه و امتحانات مجموعه جالبی بودند! جالب ترین اینکه آموزش امتحان انتقال و توزیع گاز را دقیقا 18 رمضان انداخته بود. با 2-3 ساعت خواب و عاری از معلومات سر جلسه رفتم که البته خدارا شکر بخیر گذشت.

جساراتا قصد داشتیم برای کنکور ارشد هم درس بخوانیم...

 

10- عید سعید فطر

عید فطر همیشه اتفاق مهم و خوبی است. هم تلخ است و هم شیرین. عید امسال هم که با اختلاف نظر مراجع عظام همراه بود. ماه مبارک ما که 30 روزه شد! رمضان 1430 علیرغم همه سختی ها خیلی خیلی خوب و دلچسب بود.

 

11-8/8/88 میلاد حضرت امام علی ابن موسی الرضا(ع) ؟!؟

کلی برای همه جالب بود که میلاد امام هشتم در روزی است که پر از 8 است.روز جالبی بود اما باتوجه به اختلافات بر سر هلال شوال ذی القعده هم تحت تاثیر قرار گرفت و به نظر اغلب مراجع عظام 8/8/88 روز میلاد حضرت ثامن الحجج(ع) نشد...

 

12-محرم و صفر1431

همیشه به اعراب حسرت می خورم که سالشان با ماه محرم و عزای ارباب آغاز می شود. که به قول حضرت امام(ه) هر چه داریم از محرم و صفر داریم.

امسال هم مثل همیشه مسجد حضرت امیر(ع) بودم. سخنرانی های حاج آقا علوی و مداحی حاج حسن خلج! تنها  مشکل اینجا بود که انقدر 10 شب زیاد روی کردیم که شب عاشورا نه صدایی داشتیم برای ناله زدن و نه اشکی برای ریختن. ظهر عاشورا هم که از این بدتر. به ویژه خود حاج آقا! خوراکم تو محرم امسال پرتغال و قرص جوشان بود.

اتفاق خیلی خیلی مهم دیگر هم روضه 5 روزه در خانه جدیدمان بود که الحمدلله رب العالمین با عنایت ویژه صاحب عزا حضرت فاطمه زهرا(س) به خوبی هرچه تمام تر برگزار شد.

نمی دانم اگر محرم ارباب نبود چه بر سرمان می آمد...

و جالب اینکه محرم هر سال نقطه عطف زندگی همه ما است و هیچ محرمی هم مثل محرم دیگر نیست هر کدام منحصر به فرد هستند و حال و هوای خاص خودشان را دارند. فایل صوتی جلسات را می توانید از این جا دریافت کنید:

مناسبت :دهه اول محرم 88

 

13-شام غریبان امام رضا(ع)- شب مزد

همیشه وداع با محرم و صفر خیلی سخت است. یقین دارم که اگر روزی عنایتی بوده از این مجلس شب اول ربیع عاید ما شده. مثل هر سال حاج حسن هم که دمار از روزگار ما در آورد.البته امسال برنامه حسینیه نبود و تو مسجد برگزار شد. یاد نوای یا علی بخیر...

انکار خدای ازلی نتوان کرد//تفریق رسول از ولی نتوان کرد

ماتم که عالی را به چه تشبیه کنم// تشبیه علی به جز علی نتوان کرد

یا علی یاعلی مالک ملک دلی// نام زیبای شد تو شد رافع هر مشکلی

یا علی یا مولا ای نگار زهرا// یا حیدر یا حیدر یا مرتضی...

ای به خاتم نگین قبله ی اهل یقین // ذکر هر مومن بود یا امیرالمومنین

یا علی یا مولا ای نگار زهرا// یا حیدر یا حیدر یا مرتضی...

یا علی یا علی دست ما دامان تو // ای سخا ای کرم چشم ما احسان تو

می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

حاج حسن خلج-نوای یاعلی

 

 14- کنکور ارشد

عرض کردم که جسارتا قصد داشتم برای کنکور هم درس بخوانم اما تا اول مهر که این اتفاق نیافتاد. از همان روزها دست و پا شکسته مقادیری تو سر خودم میزدم و مقادیری تو سر کتاب ها! آزمون های نامفید پارسه هم که شده بود کابوس شب های ما!

شب کنکور شب جالبی بود. عجیب بود که من هیچ استرسی نداشتم و مدام به فکر سفری بودم که بعد از آن در پیش داشتم. از آزمون هم راضی نبودم ولی باید منتظر اعلام نتایج ماند و دید!

 

15-زیارت عتبات عالیات

 

به به! گل سرسبد کل زندگی ام! نمی دانم چه شد که ارباب من روسیاه را هم در بین زائرانشان گنجاندند. به طرز متحیر العقولی هر چه مانع بود برای سفر از میان برداشته و شد و ما راهی دیار عشق شدیم.  یک هفته ای که حاضرم برای تکرارش همه زندگی ام را بدهم... دیوانه کننده بود. نجف اشرف، کاظمین و کربلای معلی! بهترین ثانیه های عمرم! خیلی خیلی فراتر از حد انتظار بود... هر چه بگویم کم گفته ام! فقط همین را بگویم که ندیدنش یک مشکل است دیدنش صد! اسیری دارد... اسیری!

88 به آبروی همین یک هفته شرف دارد بر همه سال های زندگی ام! درود بر 88! درود بر 88! درود بر 88!

بزودی مفصلا راجع به سفرعشق پست می گذارم.

 

16-پایان

سال 88 سال پرماجرا و جالبی بود. بخیلی امیدوارم به اینکه ان شاءالله 89 سالی بسیار بهتر و پربرکت تر برای همه باشد و ان شاءالله خداوند این سال شمسی را منور و مزین کند به ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(عج)...

مجددا امسال هم اگر بگویند حاجاتت چیست می گویم در راس همه فرج آقا و پس از آن کربلا کربلا کربلا!

خرم آن عیدی که آن بانی نور

از کنار کعبه بنماید ظهور

قلب ها را مهر هم عهدی زند

از حرم بانگ "انا المهدی" زند

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


 
 
عید
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۳
 

گویند کسان که شام عید آمده است

وین نکته به طبع ما بعید آمده است

آن روز بود عید که گویند به ما

از یار سفر کرده نوید آمده است

 

 اللهم عجل لولیک الفرج


 
 
 



پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک