نوشته های دلتنگی

سیاه مشق های یک سروش

شیعتی
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی

شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید.


اَوْ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی

و یا هنگامی که از غریبی یا شهیدی خبری شنیدید، بر من ندبه کنید.

فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُرْمٍ قَتِلُونی

من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند.


وَ بِجَرد الخَیْلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی

و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند.

لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاَ تَنْظُرونی

ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید.

 

کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی

که چگونه برای کودک خردسالم، آب خواستم و آنان رحم نکردند


 
 
مهر قلبی به حضرت سیدالشهداء(ع)
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧
 

اقسام مهر قلبى به حضرت سیدالشهداء علیه السلام

 

برگرفته از کتاب " خصائص الحسینیه"

حضرت آیت الله العظمی شیخ شوشتری(قدس سره)

 

بحث دیگر، چگونگى رقّت قلب و سوز و گداز و گریه بر آن حضرت است ، که خود به چند گونه است :

 

1- نخستین مرحله گریه بر او، اندوه زدگى دل است و ثمره اش این است که نفس کشیدن انسان ، پاداش ستایش خدا را دارد. در روایت آمده است که :

(تنفّس فردى که به خاطر ستم بر ما اندوهگین مى گردد، بسان تسبیح خدا گفتن است .)(454)

 

2- مرحله دوّم ، دردمند شدن دل است . در روایت است که :

(هر قلبى به خاطر ما دردمند گردد، به هنگام مرگش به گونه اى شادمان مى گردد که شادمانیش تا ورود به حوض ادامه دارد.)(455)

 

3- مرحله سوّم ، حلقه زدن اشک در دیدگان سوگوار است و این چیزى است که محبّت خدا را برمى انگیزد. از امام صادق علیه السلام آورده اند که فرمود:

(سوگوار بر حسین علیه السلام پیش از آنکه اشک از دیدگانش ‍ فرو ریزد، مورد مهر و محبّت خدا قرار مى گیرد.)(456)

 

4- مرحله چهارم ، مرحله جریان یافتن اشک از دیدگان است ، هر چند اندک و این چیزى است که باعث آمرزش گناهان مى گردد، گرچه به اندازه کف دریا باشد.(457)

 

5- مرحله پنجم ، ریزش قطرات اشک از چشم است و این همان چیزى است که در بیان خاصیّت آن فرمود:

(هنگامى که اشک از دیدگان سوگوار بر حسین جارى مى گردد، اگرقطره اى از آن به آتشهاى شعله ور و پرشراره دوزخ بیفتد، آن را خاموش مى سازد.)(458)

 

6- مرحله ششم ، جریان یافتن اشک و ریختن آن بر چهره و محاسن و سینه است . امام صادق علیه السلام به هنگام شنیدن مرثیه حسین علیه السلام اینگونه گریست و آنگاه به گوینده فرمود:

(فرشتگان نیز همانند ما یا بیشتر از ما، در سوگ حسین علیه السلام گریستند و خداوند بهشت را بر تو ارزانى داشت .)(459)

 

7- مرحله هفتم ، فریاد و شیون و ضجّه زدن و کشتن خویش در سوگ حسین است .

در مورد نخست امام صادق علیه السلام فرمود:

(پروردگارا! بر این فریادهاى خالصانه اى که در محبّت ما طنین انداز مى گردد، رحمت واسعه ات را فرو فرست .)(460)

و مورد دوّم ضجّه زدن فاطمه علیها السلام در عزاى حسین علیه السلام است که هر روز در سوگ فرزندش آنقدر مى گرید که پیامبر او را تسلیت دهد و آرامش بخشد.(461)

و در مورد گریه تا سر حدّ بیهوشى و مرگ است که ابوذر هنگامى که از شهادت حسین علیه السلام خبر مى داد، گفت :

(اگر بزرگى این فاجعه را درک کنید تا سرحدّ مرگ خواهیدگریست .)(462)

 

8- مرحله هشتم ، فریاد دلخراش در سوگ او، خود آن حضرت بدان دستور داد و شگفت انگیز اینکه یزید نیز پس از عقب نشینى در برابر امواج بیدارگر نهضت حسین علیه السلام که دستور سوگوارى بر آن حضرت را در کاخ بیداد اموى داد، به همسرش ‍ هند گفت :

(برو بر حسین و سوگ او، با فریاد و شیون ، عزادارى کن . لعنت خدا بر عبیداللّه ، که در مورد اوتعجیل کرد.)(463)

 

9- مرحله نهم ، زدن به سر و صورت در سوگ اوست . هنگامى که خبر شهادت حسین علیه السلام به عبداللّه بن عمر رسید به سر و صورت خود زد و ندا در داد که : (روزى همانند روز حسین ، نخواهد بود.) و آنقدر گریست تا اینکه یزید او را ساکت ساخت .(464)

 

10- مرحله دهم ، عبارت است از اینکه خود را به صورت سوگواران او درآورى .

در این مورد آمده است که : (هر کس خود را به صورت عزاداران او درآورد و بسان آنان گریه کند بهشت زیبنده اوست .)(465)

یعنى اگر قلب ، قساوت گرفت و بر مظلومیّت او شعله ور نشد، باید به هنگام مرثیه سرایى بر او، سر را همانند مصیبت زدگان پایین انداخت و با آنان همدردى و همنوایى کرد.

به راستى ، نمى دانم چگونه قلب قساوت مى گیرد و به یاد او شراره نمى کشد و در مظلومیّت او که ارکان شکیبایى را متزلزل مى کند و مى گریاند، سیلاب اشک نمى ریزد؟

البتّه منشاء قساوت قلب ، در این مورد دو چیز است :

یکى فرو رفتن در دنیا و ارزشهاى مادّى و دنیا طلبى که این ثمره شوم همان است که در دعاها آمده است که :

(پروردگارا! از قلبى که خشوع ندارد و شکمى که سیر نمى شود و چشمى که اشکش جارى نمى گردد به تو پناه مى برم .)(466)

منشاء دیگر آن هم پرگویى و فرو رفتن در گفتار بى محتوا و نسنجیده است (467) و چاره آن هم از جمله یتیم نوازى صادقانه و دست پر مهر و محبّت بر سر یتیمان کشیدن است که هم پاداش ‍ بسیارى دارد و هم قساوت قلب را برطرف مى کند.(468)

 

11 مرحله یازدهم ، سوگوارى بر حسین علیه السلام ، حالت گریه بدون جریان یافتن اشک است ، چرا که ممکن است به دلیل گریه بسیار، حالتى پدید آید که غدد اشک از ترشّح باز مانند و اشک چشم تمام شود. این مورد بر خاندان گرانقدرش پس از ورود به مدینه و برپایى محفل سوگوارى پیش آمد ... .(469)

 

12 مرحله دوازدهم ، حالتى است که انسان را از آب و غذا باز مى دارد و این در روایت آمده است که :

یکى از شیعیان به امام صادق علیه السلام عرض کرد که به هنگام یاد و نام و مظلومیّت حسین علیه السلام چنین حالتى به او دست مى دهد که امام صادق فرمود: (رحمت خدا بر این حال و بر این اشک و گریه .) آنگاه پاداش آن را، از واپسین لحظات حیات تا پایان روز حساب رستاخیز، یادآور شد که خواهد آمد.(470)

 


 
 
دو شعر زیبا از استاد شهریار
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳
 

کاروان کربلا

 

شیعیان دیگر هواى نینوا دارد حسین

 روى دل با کاروان کربلا دارد حسین

 

از حریم کعبه جدّش باشگى شُست دست

مروه پُشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

 

مى برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

 بیش از این ها حرمت کوى منا دارد حسین

 

پیش رو راه دیار نیستى کافى اش نیست

 اشک و آه عالمى هم در قفا دارد حسین

 

بسکه محملها رود منزل به منزل با شتاب

 کس نمى داند عروسى یا عزا دارد حسین

 


 
 
کیفیت طلا شدن، در بوته بلا
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

 نمایی از شهادت حضرت حر

 

 راوی:

این کبوتری که از میان خون، بال می‌گشاید گویا طعم پرواز را تازه با بال های نوباوه‌اش چشیده؟

 

سروش:

 این کبوتر نیست! خورشید صبح عاشوراست که با عصایی از خون و جنون در دست، طالع می‌شود!

 

راوی:

این سر بریده ی  کیست که از شیب افق رو به زمین می‌غلتد و می‌غلتد و کاکل ارغوانی‌اش بر پیشانی خاک، پریشان می‌شود؟

 

سروش:

خورشید صبح عاشوراست و پیشاپیش می‌داند که باید همچون شاهدی شرمسار، چشم بدوزد به عرصه نبردی نابرابر و ناظر باشد تا چگونه بادهای کافر، کشتی نجات امت پیامبر را از هزار سو محاصره می‌کنند.

 

راوی:

 گویا مردی چون تیغ برهنه یا به‌سان زبانه‌ای از آتش خروش به فریاد آمده است!

 

سروش:

خاموش! این حسین است که اتمام حجت را قامت علوی برافراشته و چونان سروش، خیل اهریمنان را به نور می‌خواند!

 

 


 
 
آتش جاودانه
نویسنده : سروش برادران - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢
 

عن النّبى (صلى الله علیه و آله) :

اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فى قُلوُبِ الْمُؤْمِنینَ لاتَبْرَدُ اَبَدا



 

پیامبر گرامى در حالى که حضرت حسین علیه السلام را بر زانوى مهر نشانده بود و باران محبّت بر او مى باراند فرمودند:

براستى که براى شهادت حسین علیه السلام در قلبهاى مردم باایمان ، شور و حرارت وصف ناپذیر و جاودانه اى است که به سردى نخواهد گرائید.

مستدرک الوسائل : ج 10، ص 318.


 
 
 



پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک